آشنایی با بیماری خشکیدگی سرشاخه مرکبات و کنترل آن
بیماری خشکیدگی سرشاخه مرکبات یکی از بیماریهای مهم مرکبات در دنیا است. طی سالهای اخیر یکی از عوامل تهدیدکننده باغهای مرکبات در ایران بهویژه در مناطق گرم جنوبی، بیماری خشکیدگی سرشاخه مرکبات است. عامل بیماری قارچ Nattrassia mangiferae معرفی شده است. قارچ N. mangiferae در استان کرمان از روی پرتقال، گریپ فروت، نارنج و لیمو جداسازی و گزارش شده است. در مناطق مرکباتخیز دارای شرایط آب و هوایی گرم، نظیر جنوب استان کرمان، دزفول در خوزستان و جنوب استان فارس، بیماری خشکیدگی سرشاخه مرکبات در زمستان فعالیت نداشته ولی در اواخر بهار، تابستان و اوایل پاییز شدت پیدا میکند. زخمهای ناشی از هرس بیموقع و زخمی شدن لایه سطحی شاخهها و تنه ناشی از تابش آفتاب (آفتابسوختگی) برای شروع آلودگی لازم و ضروری است.
نشانههای بیماری
علائم بیماری خشکیدگی سرشاخههای مرکبات در مراحل اولیه (اواسط بهار) اغلب باعث پژمردگی و خشکیدگی در شاخههای انتهایی درختان میشود و با گرم شدن هوا شدت پیدا میکند. ابتدا برگها سبز-خشک شده، در اثر تابش آفتاب به رنگ قهوهای در میآیند ولی غالباً از شاخهها جدا نمیشوند و سپس بهصورت پژمردگی و خشکیدگی سرشاخهها مشاهده میشود. در اثر پیشرفت بیماری، آلودگی از شاخههای انتهایی به سمت پایین و در نهایت تنه اصلی گسترش مییابد. در برخی موارد روی سرشاخهها و تنه درختان آلوده شکافهای طولی در اندازههای متفاوت مشاهده میشود که غالباً با ترشح صمغ زردرنگ که در مجاورت هوا سفت و سخت میشود، همراه است. در مراحل پیشرفته بیماری، پوست شاخهها و تنه اصلی بهصورت ورقهای نازک جدا شده و زیر پوست، توده سیاهرنگ قارچ عامل بیماری مشاهده میگردد که از شاخصترین نشانههای بیماری است. در درختان با آلودگی شدید، در برش عرضی شاخه، علائم سیاه شدن بخش چوبی بهصورت حلقوی دیده میشود. گاهی این توده سیاهرنگ روی ریشه نیز مشاهده میشود.

چرخه زیستی بیماری
الف) پریدرم بهعنوان یک حصار فیزیکی در مقابل نفوذ و پیشرفت قارچ مقاومت میکند، آرتروکنیدیومها در سطح پریدرم سالم، تندش و رشد ضعیفی دارند و نبودن غذا موجب از بین رفتن آنها خواهد شد. در صورت حذف پریدرم، عامل بیماری در هر جا (بر روی کورتکس کامبیوم، محلهای هرس یا آفتابسوخته) که قرار گیرد در صورت مساعد بودن شرایط استقرار پیدا میکند و آلودگی اتفاق میافتد، لذا قارچ N. mangiferae یک عامل حملهکننده از زخمهای طبیعی یا مصنوعی به تمام بافتهای گیاهی از جمله کورتکس و بافتهای آوندی است.
ب) در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری ایران عامل بیماری با گرم شدن هوا (حدود اواسط بهار) فعال شده، پیشرفت آن در مرداد و شهریور به اوج رسیده، سپس کند شده و در اواخر مهرماه به حداقل میرسد و در طول زمستان و اوایل بهار به حالت غیر فعال باقی میماند.
ج) حرارت بهعنوان عامل تعیینکننده در استقرار و پیشرفت بیماری عمل کرده و تأثیر آن در شروع بیماری احتمالاً مهمتر از مانع پریدرمی است. لذا عدم استقرار پاتوژن و آلودگی در فصل زمستان را به پایین بودن درجه حرارت میتوان نسبت داد.
د) حساسیت به بیماری در تمام دوره رشد مرکبات وجود دارد. درختان جوان تحمل بیشتری نسبت به درختان مسن نشان میدهند (در درختان جوان احتمالاً به علت رشد فعال آنها، عدم هرس و سالم بودن پریدرم ابتلا به بیماری کمتر اتفاق میافتد).
روشهای کنترل
دامنه میزبانی وسیع قارچ Nattrassia نشاندهنده این است که این قارچ بهصورت غیر اختصاصی عمل میکند و لذا مشکلاتی را در کنترل این بیماری ایجاد مینماید. اعمال مدیریت صحیح در تغذیه و تقویت درختان مرکبات، آبیاری کافی در طول تابستان، ضدعفونی محلهای هرس، عدم هرس درختان در طول ماههای گرم سال میتواند خسارت این بیماری را کاهش دهد. روشهای کاربردی زیر میتوانند در کاهش شدت خسارت بیماری مؤثر واقع شوند.
استفاده از ارقام مقاوم
نتایج تحقیقات انجام شده در خوزستان نشان داده که از 9 واریته لیمو و لایم مورد آزمایش، یوریکا، میر، لایم مکزیکی و لیسبون به ترتیب بیشترین حساسیت را داشته و مناسب کشت در منطقه خوزستان نمیباشند ولی مگدالینا و لیموشیرین به ترتیب کمترین حساسیت را نشان دادهاند و برای منطقه خوزستان توصیه میشوند. در میان ارقام گریپ فروت، ارقام ردبلاش و رابی استار بالاترین و رقم شمبار کمترین حساسیت را نشان دادهاند. نتایج مؤید این است که پرتقال، نارنگی و نارنج نسبت به لیمو، لایم و گریپ فروت حساسیت کمتری نسبت به بیماری خشکیدگی سرشاخه در خوزستان نشان دادهاند و میتوانند در منطقه خوزستان در اولویت قرار گیرند.
پیشگیری از آفتاب سوختگی
خودداری از هرس درختان در بهار و تابستان که باعث از دست رفتن آب و وارد شدن تنش به درخت میشود، در کاهش میزان آفتاب سوختگی مؤثر است. آبیاری کافی بهمنظور تأمین رطوبت و کاهش تنش خشکی، در کاهش آفتاب سوختگی و در نهایت بیماری خشکیدگی سرشاخه مرکبات خیلی مؤثر است. خودداری از دادن کودهای ازته در ماههای تیر و مرداد و دادن کودهای پتاسه باعث استحکام بافت گیاه در مقابل عوامل بیماریزای زنده و غیر زنده از جمله عارضه آفتاب سوختگی میشوند.
در صورت امکان و اقتصادی بودن، استفاده از سایبان باعث میشود میزان و شدت تابش نور خورشید کاهش یابد و ضمن کاهش آفتاب سوختگی، باعث کاهش خسارت بیماری خشکیدگی سرشاخه نیز میشود.
محلولپاشی درختان با استفاده از پودر کائولین سه تا شش درصد در اوایل صبح و نزدیک غروب در بازه زمانی اواسط خرداد تا اواسط تیرماه (در صورت نیاز به فاصله 35 روز یکبار دیگر تکرار شود) در مناطق جنوبی ایران، در پیشگیری از آفتاب سوختگی بسیار مؤثر بوده و دارای مزایای فراوانی است. محلولپاشی درختان مرکبات با استفاده از پودر کائولین باعث بازتابش نور خورشید شده و از آفتاب سوختگی درختان جلوگیری میکند. سمپاش حتماً باید مجهز به همزن باشد. استفاده از مایع صابون کشاورزی مانند صابون کیمیا به میزان دو در هزار و روغنهای همراه مانند روغن سیترال به میزان 2/5 در هزار باعث ماندگاری بهتر پودر روی برگهای درخت میشود.
کنترل شیمیایی
محلولپاشی درختان آلوده به بیماری خشکیدگی سرشاخههای مرکبات با استفاده از قارچکشهای اکسی کلرور مس (با غلظت دو تا سه در هزار) در ماه اردیبهشت میتواند در کنترل و کاهش خسارت بیماری مفید باشد. در صورت استفاده از سموم مسی، از محلولپاشی در ساعات گرم روز باید خودداری کرد چون احتمال گیاهسوزی وجود دارد.
در صورت وجود هر گونه زخم، ضدعفونی فوری محل زخم با محلول بردو دو درصد انجام گیرد. در صورت مشاهده علائم بیماری، ابتدا هرس سرشاخههای خشک انجام شود و با ضدعفونی محل هرس با محلول بردو دو درصد، از گسترش بیماری جلوگیری شود. جهت پیشگیری بیماری، محلولپاشی درختان با سم مسی اکسی کلرور مس سه در هزار در اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت و تکرار آن به فاصله یک ماه بعد بسیار مؤثر است. در برخی درختان ممکن است بیماری خشکیدگی سرشاخه و پوسیدگی ریشه بهصورت همزمان روی یک درخت دیده شوند. لذا در صورت وجود پوسیدگی ریشه ناشی از قارچ فیتوفتورا، علاوهبر کنترل بیماری خشکیدگی سرشاخه مرکبات، توصیه میشود یکی از قارچکشهای آلیادو (با ماده مؤثره مانکوزب 40% + کلروتالونیل 20% و سیموکسانیل 5%) بهصورت فرمولاسیون 65% WP، به میزان دو تا سه در هزار، آلیت به میزان نیم تا یک در هزار، ریدومیل ام زد به میزان دو در هزار (بهتر است قبل از استفاده هر گونه قارچکش، اطلاعات روی برچسب مطالعه شود و طبق دستور شرکت سازنده عمل شود) با استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار مورد استفاده قرار گیرد. در صورتی که امکان استفاده در سیستم آبیاری تحت فشار نباشد، کنار زدن خاک سطحی روی ریشهها، پاشیدن 40 تا 70 گرم (بسته به سن و سایهانداز درخت) سم قارچکش ریدومیل در محل سایهانداز درخت و پوشاندن سم با لایه نازک خاک، در کاهش خسارت بیماری و مدیریت کنترل بسیار مفید و مؤثر است (در صورت نیاز این عمل 20 تا 30 روز بعد در پای درختان آلوده تکرار گردد).
